![]() |
![]() |
|
| سپاس خدايي را که اشک را افريد تا سرزمين عشق آتش نگیرد |
|
کاش همان کودکي بوديم که حرفهايش را از نگاهش مي توان خواند اما اکنون اگر فرياد هم بزنيم کسي نمي فهمد و دل خوش کرده ايم که سکوت کرده ايم سکوت پر بهتر از فرياد تو خاليست دنيا را ببين... بچه بوديم از آسمان باران مي آمد بزرگ شده ايم از چشمهايمان مي آيد!! بچه بوديم دل درد ها را به هزار ناله مي گفتيم همه مي فهميدند بزرگ شده ايم درد دل را به صد زبان به كسي مي گوييم ...هيچ كس نمي فهمد اگه چشمم تو رو خواست قول میدم چشممو ببندم، اگه زبونم تو رو خواست قول میدم گازش بگیرم ، اما اگه دلم تو رو خواست چه کار کنم.؟؟ عاشقي مقدورهر عياش نيست غم کشيدن صنعت نقاش نيست آرزويم اين است نرود اشك در چشم تو هرگز مگر از شوق زياد......نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز........و به اندازه ي هر روز تو عاشق باشي........عاشق آنكه تو را مي خواهد.......و به لبخند تو از خويش رها مي گردد......... و ترا دوست بدارد به همان اندازه، كه دلت مي خواهد
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سیزدهم شهریور 1386ساعت 10:53 توسط مرتضی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
از اینکه به وب من سر زدی ممنون
اگه حال کردی نظر بده |
| نوشته های پیشین |
|
مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 |
|
RSS
|